نردبانهایی است پنهان در جهان
پایه پایه تا عنان آسمان
هر گُرُه را نردبانی دیگر است
هر روش را آسمانی دیگر است
هر یکی از حال دیگر بی‌خبر
ملک با پهنا و بی‌پایان و سر
این در آن حیران، که: او از چیست خَوش؟
وآن درین خیره: که حیرت چیستش؟
صحن ارضُ الله واسع آمده
هر درختی از زمینی سر زده
بر درختان شُکر گویان برگ و شاخ
که: زهی ملک و زهی عرصهٔ فراخ
بلبلان گرد شکوفهٔ پر گِرِه
که :از آنچه می‌خوری، ما را بده

مثنوی دفتر پنجم

درک و دریافت حقیقت بسیار بسیار گسترده است و محدود به روش یا مکتب و مسلکی نیست در واقع حقیقت در صورتهای گوناگونی جلوه گر است و از این رو مردمان راههای متفاوتی برای رسیدن به آن پیش رو دارند آسمان حقیقت در نظر نمی گنجد و فراخ و نامحدود است.
برای رسیدن به بلندای این آسمان، نردبان هایی پنهان از زمین به آسمان راه گشوده اند ، هر گروهی از نردبانی رو به بالا گام می بردارند و هر کدام مستی خاص خود را تجربه می کنند و از دلیل خوشی و حیرانی دیگری بی خبرند اگر پرده از پیش رو بردارند هرگز کسی دیگری را گمراه نمی داند و رسم تکفیر از میان بر می خیزد...
نه تنها انسان ، که تمام هستی در این مسیر رَهرُوَند ...
نردبان خود را بیابیم و مطمئن به سوی معنا گام برداریم... مراقب  باشیم عمرتان در تاب خوردن به دور نردبان ها و امتحان کردن چند پله ی اول هر کدام تباه نشود که وقتِ رفته باز نخواهد گشت و حیف است از زلال این چشمه تشنه لب بر گردیم ...